
حتی در دنیای اسلام که زیباترین دنیاهاست، میتوانی هم فرعون باشی و هم سلیمان ،شمر یا سلمان، که امتداد تو ای انسان مختار! از اسفل السافلین تا اعلی علیین سیرورت دارد...

حتی در دنیای اسلام که زیباترین دنیاهاست، میتوانی هم فرعون باشی و هم سلیمان ،شمر یا سلمان، که امتداد تو ای انسان مختار! از اسفل السافلین تا اعلی علیین سیرورت دارد...
هر که بر من صلوات فرستد، خداوند بر او ده بار صلوات می فرستد.
هر که بر رسول من سلام فرستد، من ده بار بر او سلام می فرستم.
و دیگر اینکه فرمودید بعد از مرگ، شما را می بینیم، خب ممنون اما درد ما این است که تا آن وقت تحمل نداریم.
اول مهر روز بازگشایی مدارس است اولیای بچه ها و بچه ها در این روز شادمانند اما من این روز را عزادار بودم و بسیار بسیار می ترسیدم.این روز؛ روزی بود که با هزار بیم دخترم را در میان بچه هایی رها می کردم که اگر چه معصوم بودند اما به هر حال اولیایی داشتند که به وضوح معلوم است در اعتقادات لغزش و در احکام الهی کوتاهی و در اخلاق اسلامی سهل انگارند و در جهل و نادانی غوطه ورند و از لحاظ دانش تربیتی در سطح بسیار
امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با یک جنگ عظیمى مواجه است، لیکن جنگ نرم - که دیدم همین تعبیر «جنگ نرم» توى صحبتهاى شما جوانها هست و الحمدللَّه به این نکات توجه دارید؛ این خیلى براى ما مایهى خوشحالى است - خوب، حالا در جنگ نرم، چه کسانى باید میدان بیایند؟ قدر مسلّم نخبگان فکرىاند. یعنى شما افسران جوانِ جبههى مقابلهى با جنگ نرمید. دیدار دانشجویان و نخبگان علمی 6/4/88
طرح یک :

دوستان عزیز برای مشاهده طرحهای دیگر در این موضوع به ادامه مطلب مراجعه کنید و برای دریافت فایل با کیفیت جهت چاپ در قسمت نظرها نشانی ایمیل و درخواست خود را بنویسید.
درد مشترک بشر امروز غربت است. غربتی که از فراق نشاءت می گیرد که درد فراق یا زاییده دوری محبوب است و یا گم کردن او, که دیگر معشوقه ها کوچک اند و فانی. و اینگونه است که همیشه در دل جای چیزی خالی است؛ چیزی شبیه الله و نه اله های دیگر. قلب آدمی بی کرانه است, پس بی کرانه ای طلبد. و تو مپندار که تنها درد غربت از آن توست، که این درد بین انسان, امام, رسول و خدا مشترک است. دردی است ازلی و ابدی.
برزخ؛ یعنی نه بهشت و نه جهنم
و تو, ای عزیز
در هر انتخاب
بنگر؛ از کدام این سه قبیله ای؟
عدم وابستگی به حزبی خاص از سوی دکتر محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 یکی از نکات ارزشمند سلوک انتخاباتی ایشان بود که جای تقدیر داشت. فضای سال 84 و قبل آن فضایی حزب زده بود، احزاب بزرگ و کوچک رهبری جریانهای سیاسی مختلف را به عهده گرفته بودند و هر کاندیدایی که قصد تصاحب مسند ریاست جمهوری را داشت باید با زد و بندهای سیاسی پشت پرده احزاب را به کمک بگیرد. در این میانه جریان اصولگرایی جریان تازه وارد و قدرتمندی بود که در دو انتخابات گذشته مجلس و شوراها پیشتاز کرسی ها بود و می توانست حامی خوبی برای آقای احمدی نژاد باشد اما از یکسو ایشان بدلیل احتمال سهم خواهی در آینده از این همراهی سر باز می زد و از سویی اصولگرایان مجلس و اصولگرایان شورای شهر تهران(تقریباغیر از آقای چمران) کاندیدای مورد نظر خودشان را دنبال می کردند در این میان بعضی گروههای علمی و فرهنگی بودند که اگر چه هیچ حزب مطرح و رصد شده نبودند اما تشکیلات منسجمی همچون انقلاب در دل مردم داشتند.
یعنی تو ای والاترین به من اجازه داده ای خدای خودم خطابت کنم؟ باورم نمی شود!
کمیته امداد امام خمینی(ره) یادگاری علی وار است که به دستور بنیانگذاری کبیر انقلاب اسلامی ایران تشکیل شده است. این بنیاد از بدو تاسیس تا کنون دارای دو تهسیل عمده برای ملت ایران بوده است: اول اینکه با شناسایی افراد مستضعف و صحت و سقم ادعای آنان امکان انجام صحیح یکی از بزرگترین اعمال صالح را به انسان می دهد چرا که شخص خیّر با اعتماد کامل به انجام این حسنه می پردازد و شاید رمز اینکه فرموده اند در امر صدقه نزدیکان مقدم بر دیگران هستند بیانگر این مطلب است گو اینکه اصلا تحقیق و جستجو در وضعیت معیشتی فقرا از سوی شخص خیّر وجه مناسبی ندارد چرا که مستحق واقعی بدلیل احساس سایه فقر بر جمیع شئون زندگی خود از احساس خجالتی مضاعف برخوردار است. بماند که توصیه فرموده اند: فراگیر صدقه بدهید تا فرد مستحق لابلای افراد غیر مستحق به مقصودش برسد. و تسهیل دوم این که به قشری که به دلایل عدم بستر مالی مناسب، فقر جسمی و فقر فکری تونایی اداره زندگی خود را ندارند کمک شایانی می شود.
هدف مندی یارانه ها از زاویه عدالت و فقر زدایی توفیق بزرگی بود که نظام اسلامی پس از سالها انتظار به آن دست یافت. انتظاری که با تلاش در دو عرصه انجام گرفت. عرصه اول آن روح این مسئله بود که با دم مسیحایی خامنه ای عزیز روحی له الفداه در ایجاد فضای حاکم و تبدیل این مسئله به مطالبه اجتماعی شکل گرفت عملکردی جریان سازانه که از ویژگی های منحصر به فرد
خدایا چگونه شکر تو را گویم که از بین خلایق ما را در زمره بهترین خلقتت قرار دادی یعنی انسان
خدایا چگونه شکر تو را گویم که در بین ادیان بهترین دین را برای ما مقدر نمودی یعنی اسلام
خدایا چگونه شکر تو را گویم که در بین رسولان بهترین رسول را برای ما برگزیدی
خدایا چگونه شکر تو را گویم که در بین فرقه های اسلام بهترین ها را برای ما قرار دادی یعنی تشیع
خدایا چگونه شکر تو را گویم که در بین امامی ها ما را در بهترین شرایط آن قرار دادی یعنی دوازده امام نورانی
خدایا چگونه شکر تو را گویم که در در بستر تاریخ از آدم تا اکنون ما را در بهترین دوران بلوغ بشریت نهادی دوران حکومت صالحان یعنی انقلاب اسلامی ایران
بعد از این ماه مبارک چه کنیم که شیطان و لشکریانش پشت درب مهمانی بی صبرانه منتظر ما هستند تا وحشیانه بر سر و روی ما بریزند و آنچه در کوله بار و دستان داریم از طلا و جواهرات قیمتی همه را به غارت ببرند. خداوندا تو در این ماه ما را قوی کردی اما شیاطین با ضربه های پی در پی رفته رفته قوای ما را تحلیل می برند. با وسوسه یقین را تخریب می کنند و آن را به شک تبدیل می کنند و تا آنجا پیش می روند که زشت ترین اعمال را در اذهان ما به بهترین شکل و در حد اعلی ترین عمل صالح جلوه می دهند تا آنجا که عملی بهتر از این نشناسیم در حالی که بدترین اعمال نصیب ما شده است مگر امت رسول جز برای قرب الهی سر فرزند رسول را بر نیزه نکردند؟ "انهم اتخذوا الشیاطین اولیاء من دون الله و یحسبون انهم مهتدون"(انتهای آیه 30اعراف)(آنها شیاطین را به جای خدا ولی خود گرفتند و به خیال خود می پندارند راه یافته اند) شیطان به کمک ظن و وهم و خیال واهی و بی پشتوانه هر لحظه ما را می فریبد چه با ارتکاب و چه با غفلت "و ان تطع اکثر من فی الارض یضلونک عن سبیل الله ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون(116انعام)گاهی هم که از این مرحله فراتر می رویم و قصد انجام عمل صالحی هر چند کوچک داریم این نفس سرکش یاری نمی دهد و تنبلی می کند و با امروز و فردا کردن ما را به فرصت سوزی می اندازد چه کنیم که فقیریم و دشمنانی بس قدرتمند و دائمی داریم که تنها عنایت قدرت حضرتت مشکل گشای ماست که در غالب توکل و توسل جلب می شود و البته راهی جز این برای ما نمانده است توکل یعنی ما بر خود اعتماد نمی کنیم که نیت عمل خراب شود چرا که عمل عنایت تو بوده است نه از سوی عبد و توسل هدیه حضرتت در هنگام سختی ها. حال کریما تو که کریمانه ما را در این ماه قدرتمند نمودی پس عنایت خود را در هنگام گمراهی ها و سستی ها از ما بر نگیر که سخت محتاج عنایات تو هستیم.
اللهم اغن کل فقیر/که تو خود گفتی "انتم الفقرا الی الله" و ما فقیران درگاه پرغنای وجود تو هستیم
اللهم اشبع کل جائع/که ما گرسنگان و تشنگان وادی محبت تو هستیم
اللهم اکس کل عریان/یا خیر الساترین که ما عریانان محتاج پرده پوشی ستاریت تو هستیم
اللهم اقض دین کل مدین/که ما بواسطه الطاف بی نهایت ات بدهکار تو هستیم
اللهم فرج عن کل مکروب/که ما در غم غربت سوگوار تو هستیم
اللهم رد کل غریب/ارحم فی هذه الدنیا غربتی که در این جهان غریبیم و محتاج انیسی چون تو هستیم
اللهم فک کل اسیر/ که ما زندان نشینان حصار عادت منتظر نجات تو هستیم
اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین/ که فسادها به ما هجوم می آورند وقتی بی تو هستیم
اللهم اشف کل مریض/که ما بیماران غم فراق تو هستیم
اللهم سد فقرنا بغناک/ که ما فقیران بیابان بلا منتظر بذل نعمت تو هستیم
و معلوم است که تو بر هر امری توانایی
یونانیان پس از ده سال محاصره شهر "تروا" بازنده میدان شدند پس اسب چوبی بزرگی ساختند و آن را به عنوان هدیه به اهالی تروا پیشکش کردند در حالی که سربازان خود را درون آن جاسازی کرده بودند و اینچنین شهر تروا شبانه فتح شد. در حالی که کاهن مقدس تروا پیشترها گفته بود:«من از یونانیها حتی اگر هدیه بیاورند هم میترسم».....
رسانه همچون اسب تروا در خانه های ما نفوذ کرده است آن هم در پوششی هنری و اسلامی. افسار تربیت ما و زنان و کودکانمان امروزه بیش از همه در دستان تلویزیون افتاده است.بشر امروز خود را به رسانه وا نهاده است و ما چه بخواهیم چه نخواهیم -که این دومی البته آنچنان دور از دسترس نیست- رسالت مهمترین مسئله انسان را بر عهده تلویزیون نهاده ایم و او ما را می کشد هر جا که خاطر خواه اوست. رسانه هدیه غرب به دنیای امروز بشر است و غرب موطن و خواستگاه اصلی آن. غرب اولیاء بلا منازع رسانه است و هم او برداشت بهینه از این مولد را همیشه بهتر از دیگران می داند و این خود کمترین دلیلی است که همواره به رسانه به دیده تظنن بنگریم و با درک این واقعیت لحظه ای از او غافل نشویم. گر چه رسانه توان لازم در انعکاس تام فرهنگ عمیق اسلامی را ندارد اما شاید در نگاهی خوشبینانه بتوان لایه ها و کارکردهایی در این حوزه از او طمع داشت اما این نیز هنوز میسر نشده است چرا که مسلمانان تا به اکنون قدرت سیاسی, مالی, هنری و تکنیکی لازم را در استیلای بر رسانه بدست نیاورده اند و این عدم توانایی لازم حتی در نظام جمهوری اسلامی بوضوح نمایان است . اگر چه طی این سالها از سوی مسلمانان خلاقیتهای قابل توجهی صورت گرفته است اما این نباید بر پرده غفلت ما بیفزاید. تاثیر رسانه همچون ذکر دائمی است و چون ما در دنیای اسلام تقریبا خلع برنامه سازی رسانه ای داریم ناگزیر این خلع از سوی غرب پر می شود و در این میانه انسان است و تاثیر پذیری از محیط و رسانه که دم به دم به احوال متعالی او می کوبد. انسان در حالت عادی نیز اگر ذاکر مذکور الهی نباشد دچار غفلت است چه اینکه رسانه غربی رنگ و بوی اسلامی گرفته نیز در پیرامون او بر این غفلت بیفزاید. فرهنگ اسلامی فرهنگی نوشتاری است. ما شاید بتوانیم بواسطه ایهامی که در ذات هنر است از رسانه در رسیدن به اهداف بلند اسلامی کمک بگیریم اما این اتفاق نیز به نسبت قطر گنجینه ارزشمند متون اسلامی قانع کننده نیست. کما اینکه رسانه همچون حجابی عمل کرده تا انسان مسلمان نورسته امروز خود را بی نیاز از این متون بینگارد. مسئله دیگر مسئله تاثیر گذاری نیت است بر عمل. نیت قبل از خود عمل مورد ارزش است کما اینکه نیت عمل بی عمل نیز دارای ارزش ذاتی است چنانچه انسان ناخود آگاه هر کلام ارزشمندی را آنگاه می پذیرد که گوینده ای در شان خود داشته باشد. شکی که ما به عمده افرادی که امروز در امر برنامه سازی رسانه ای خصوصا رسانه ملی و سینمای انقلاب اسلامی داریم ما را بر آن می دارد که به تاثیر گزاری متعالی آنان بر جامعه اسلامی و در نیت خیرشان تردید جدی بنماییم چرا که بسیاری از آنان را از نزدیک شناخته ایم و یا آنها را در خارج از فضای شغلی بدور از محدودیتهای مدیریتی شغلی دیده ایم کما اینکه انان حتی از درک ظواهر دینی عاجزند چه اینکه بتوانند باطن دین را در جامعه ای که خود تا به امروز اسلامی مانده است نهادینه کنند. بارها کاراکتر مثبتی را دیده ایم اما به فاصله کمی همان کاراکتر را در مجله ای یا در مستندی زنده مشاهده نموده ایم که او هیچ سنخیتی با آن نقش مثبت که ایفا کرده بود نداشته است. اینها پارادوکس هایی است که بر تاثیر مناسب رسانه بر ذهن مخاطب می کاهد. این سخن زوایا و گوشه های پنهان دیگری دارد که در این مقال نمی گنجد اما مسلمانان همانگونه که در دیگر عرصه ها به پیروزی رسیده اند دیری نخواهد پایید که عرصه هنر انقلاب را فتح خواهند کرد و این بوزینه های به ظاهر هنرمند متشخص و منافقان فیلمنامه نویس و دیگران را از ساحت مقدس رسانه و هنر اسلامی پاک خواهند نمود.
بهار که می شود پرستوها دوباره هوای هجرت می کنند و قصد آشیان دیگری دارند و برای مرتضی و همه پرستوهای عاشق، بهار اینگونه است. چرا که این خاک، خاک غریبی است که بهار، فصل رجعت است. فصل رستاخیز جان است و چگونه کوچ نکند پرستویی که همه عمر به امید آن پریده است.
وقتی اهل دنیا نباشی، دنیایی نمی شوی و در دنیا نمی مانی. وقتی چشم به آسمان داری، رفتنت وصال می شود و چه چیزی شیرین تر از این. و تنها زیستنی اینگونه، حیات ابدی است. پس همه ی عمر به امید این لقا، در وصف مرگ سرودی و این پلی بسوی حیات طیبه ابدی ات شد. مرتضی شدن یعنی لبیک به فرامین الله که نسبتی مستقیم با ظرفیت و داشته های تو دارد و هر لحظه که آماده شوی و بپا خیزی برای قیام الله و این آغاز مرتضی شدن است باری مرتضی شدن اگر چه سخت است و سنگین اما از همین لحظه ی تصمیم و شروع حرکت تو آغاز می شود و اینگونه تو در میانه نیستی که هر چه هست اوست و مرتضایی اینگونه شدن نزدیک است!
وقتی از لابلای نوشته هایت شمیم اهل بیت علیهم السلام احساس می شود و برای امام حسین علیه السلام گریه می کنی، وقتی خود را مذهبی و هیئتی می دانی و بخیالت شیعه ای و حرف های خوب می زنی و حدیث و روایت می خوانی در حالی که هیچ زیبایی ای نداری و در پس زیباییهای اهل بیت و اسلام چهره خود را پنهان می کنی، باید بدانی که اینها هیچ مایه امید و نجات نیست. حسین ابن علی علیه السلام ذات اسلام است و هر گناه و حتی هر اشتباه یکقدم تو را از او دور و به یزید خودت نزدیک می کند و اینگونه به ملک یزیدی خود نزدیک و نزدیک تر می شوی. اگر صد سال نیز بگذرد و تو در کنار اهل بیت بمانی اما به بصیرت و معرفت شان نائل نشوی، در زمره یزیدیانی، هر چند که نام و منصبی از دستگاه بزرگ اسلامی را به یدک بکشی! بجدل ابن سلیم کعبی به مدت ده سال ساربان شترهای امام حسین علیه السلام بوده است. او در جنگ عاشورا از صحنه کارزار می گریزد و در عصر عاشورا وقتی جنگ پایان یافت و صحرا خلوت می شود به سمت اجساد کربلا برمی گردد. علی رغم اینکه سرهای مطهر شهدای کربلا را از تن جدا کرده و با خود برده بودند، بجدل به راحتی بدن مطهر حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را شناسایی می کند او که بر ارزش انگشتر امام واقف بود، سعی می کند انگشتر را از انگشت مبارک حضرت در بیاورد اما چون انگشت باد کرده بود یا سفت شده بود مجبور می شود انگشت را تکه تکه کند و ادامه ماجرا....
چند شبی بود که یار به نزدیک بود و بالش ما پر آواز پر چلچله ها، این شبها چه آرام می خوابیدیم و روزها گویی بر زمین راه نمی رفتیم. هنوز هم باورم نمی شود که ما نزدیک حضرت ماه بودیم. یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم. کجاست حافظ تا دیوانی دگر بنویسد؟کجاست شمس معشوق تا عاشق شود؟ کجاست مولانا تا به نظاره یار ما چراغ بر سویی بیافکند و آرزوی انسان کامل دیدنش محقق شود.کجاست سهراب که دیگر خانه دوست را از کودکان طلب نکند که او همه گفتار و سکنات اش یادآور خانه دوست است و به حمد اش ملایک خرسندند. یار ما چون گیرد آغاز سماع، قدسیان در عرش دست افشان کنند. آنان که ماه ندیدند، مست نگشتند و از این باده نخوردند، چه دانند، چه دانند، که ما در چه شکاریم. خیزند نخسبند که هنگام صبوح است ... شبها می رفتیم صفائیه، حوالی بیت رهبری، و قدم میزدیم تا در نزدیک ترین نقطه به او باشیم و چو پرگار بر این شمع بگردیم.
فردا عرفه است و دعای عرفه، دوباره بارش داریم و بعد از باران، در عید، دوباره رویش خواهیم داشت و سبز خواهیم شد، سبز و سبز تر، بیایید با همه مردم شهر بارانی شویم، کاسه ها را بیاورید، همه ی ایران فردا بارانی است.ببار باران
این روزها اهل قم، خوشحالند که رهبری عزیز قدوم مبارکشان را بر خاک مبارک قم می نهند و در بین مردم، این سخنان رد و بدل می شود که؛ پس از این سفر شاهد پروژه های عدیده عمرانی هستیم و ... جالب اینکه در بین بعضی از خواص دینی که البته دارای تریبون هستند نیز همین گمانه و انتظار در سخنانشان موج می زند، انتظاری که شاید بیجا نباشد اما بجا نیست. بر همگان مسلم است که ریاست محترم جمهور جناب آقای دکتر احمدی نژاد همه تلاش خود را جهت ساختن ایران اسلامی بکار گرفته اند و انصافا خدمات ارزنده ای نموده اند که هر کدام به تنهایی برای یک دولت بس است اما بیاد داریم در اواخر عمر دولت نهم یعنی چهار سال اول ریاست جمهوری، وقتی ایشان و هیئت دولت به حضور مقام معظم رهبری رسیدند و گزارش جامعی ارائه دادند، و رهبری جای فرهنگ را در عملکرد دولت خالی دیدند. به نظر نمی رسد دکتر احمدی نژاد در آن موقع به این موضوع توجه جدی داشته انداما بعدها و خصوصا در هنگام و بعد از ایام انتخابات دولت نهم رفته رفته اهمیت این موضوع را دریافتند تا بدانجا که رویکرد فرهنگی شعار اصلی دولت دهم شد اما پس از ایام انتخابات نوع حرکت دولت در این عرصه دچار چالشهایی شد؛حمایت تقریبا یکدست اهالی هنری جامعه از کاندیدای مقابل آقای احمدی نژاد به رئیس جمهور فهماند که باید انتظارات این قشر را برآورده سازد و این البته سر منشاء اشتباه دیگری شد،
انسان امروز پس از طی قرنها انسان محوری در سایه مکتبهای گوناگون زاییده امانیستی مجبور است به این باور برسد که: توکل بر مکاتب ساخته دست بشر دست اندازی به تار عنکبوتی بیش نیست و این اعتماد باعث می شود جهت دستیابی به این تارعنکبوتی سست از گذشته متصل به وحی خود هر لحظه دور و دورتر شود و با توکل بر آن بر قعر فرو بیفتد و آنگاه با گذر از دانشهای فراوان یافته خود و طی طریق بی وحی عجز خود را دریابد تا از اینجا حرکت و پرواز او آغاز گردد. موج اسلام خواهی در جهان معاصر چه در عرصه تئوریک و چه در آحاد ملتهای جهان بیانگر این مطلب است که هر جا صدای اسلام از پس امپراطوری های عظیم خبری به گوش مردم خسته دنیا برسد با جان و دل پذیرا و یا حد اقل کنجکاو آنند و نزدیک است دنیای اسلام به پشتوانه پتانسیل موجود در خود این سد های رسانه ای را بشکند تا انقلاب جهانی بوقوع بپیوندد. رسانه امروز برای موجودیت خود نیازمند سه عنصر اساسی است:ثروت، تکنولوژی و مخاطب.
چشمان سیاه ،چشمان سبز، چشمان آبی،چشمان قهوه ای و دیگر چشم ها که از این میان چشمان سیاه از همه زیباتر است. زیباترین زنان سیه چشمانند و زیباترین مردان نیز.
هر چه پر نازتر ،جذاب تر، و هر چه پرکرشمه تر، پرکشش تر!
زیبا پوشی، زیبا گویی و زیبارویی تو جاذبه های انسانی است که دیگران را مجذوب می کند.
زیبایی زنان در چهره ها و زیبایی مردان در گفتار روشن و فصاحت و بردباری است و جمع اینها زیبایی را صد چندان می کند.
بیش از همه زیبایی در چشمان است که جلوه می کند چنانچه هر آدم زیبایی را ابتدا از چشمان اوست که توصیف کنند و زیبایی چهر ها به چشمان است و چشم دریچه رؤیت قلب است و زبان صادق آدمی در بیان حالات انسانی و عاطفی .
خداوند انسان را عاشق است چرا که از اوست و نیز انسان انسان را.گویند پس از خلق حضرت حوا، آدم خدا را عرض کرد: خداوندا این چیست؟من این را دوست دارم؟ چه کند این انسان که اینچنین انسانهای دیگر او را خوش آید؟